تبليغاتX
parsa

parsa

مجموعه ي كامل شعر ها و داستانهايم در وب لاگ www.sisheyant.blogfa.com

     سلام    

ببخشید که من یه مدت طولانی از سیزده به در نبودم اخه کنکوریم

نهم تیر مکاه کنکور دارم برام دعا کنید تموم بشه باز اومدم

         كاش مي دونستي كه چقدر دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:37  توسط پارسا   | 

 سلام امید ورام که ۱۳ بهتون خوش گذشته باشه

سال خوبی داشته باشید. تصمیم دارم بیشتر شعر های خودم رو بنویسم

این یکی تازه است یه کم اشکال وزنی داره . این شعر رو وقتی بهترین دوستم بهم پشت کرد از خودم در وکردم. اگه خوندین نظر یادتون نره

 

بي وفا1

سلام ...بوق ...بوق

سلام توروخدا قطع نكن

مي خام باهات حرف بزنم

گوش كن توروخداقطع نكن

 

بگو چرا از من بي زاري

من همونم كه عاشق صداش بودي

زنگ مي زدم مي گفتي بخون

همونم كه عاشق ترانه هاش بودي

 

من همونم كه قلبم توي دستاي تو بود

عشقمو تودلت جاكرده بودي

من همونم به خدا همونم

همون كه بهش وفا كرده بودي

 

حالا چي شده ازم سير شدي

دست رد مي زني بي بهونه

من كه  همه كست بودم

يادته نگام مي كردي عاشقونه

 

حالا منو رها كردي رفتي

به خدا ديگه كارم تمومه

يادته اين جمله مال توبود

«زندگي بدون تو حرومه»

 

چي شده پس همش دروغ بود

حرفايي كه تو گوشم مي خوندي

مي گفتي فقط با من باش

عشق هاي ديگه رو از دلم مي روندي

 

به خاطر تو تنها شدم

به خاطر تو گريه گردم

به خاطر تو كتك خوردم

به خاطر تو سجده كردم

 

به خاطر تو افسرده شدم

به خاطر تو گوشه گير شدم

زنديگيم رو گذاشتم به پاي تو

حالا به خاطرت از زندگيم سير شدم

 

يادته مي گفتي هميشه بخند

مي گفتي رو چشات اشك نشينه

مي گفتي با دوستات بيرون نرو

نذار چهره ماهت رو كسي ببينه

 

مي گفتي تا تو رو دارم هي چي نمي خام

مي گفتم چهره ام تماشا نداره

مي گفتي بي تو من مي ميرم

مي گفتم زندگي بي تو فردا نداره

 

يادته رو ديوار اتاقت

عكسمو جا داده بودي

هي مي گفتي دوست دارم

عشقم رو تو دلت را داده بودي

 

يادته اول دفترم اسم تو بود

واي مثل رويا مي مونه

تا اخرش تو موضوع شعرم بودي

هميشه مي گفتم مثل فيلما مي مونه

 

فيلم من و تو چه ناگهون تموم شد

گفتي برو انقد به اين عشق رنگ نزن

الو...الو..الو.. داري گوش مي كني ؟

- من رو فراموش كن ديگه اينجا زنگ نزن

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 0:50  توسط پارسا   | 

            یا مقلب القلوب والا ابصار

                             یا مدبر الیل و النهار

          یا محول الحول و الا احوال

                       حول حالنا الی احسن الحال

 

سلام ضمن عرض تبریک سال نو امید وارم که سالی سر شار از خوشی و سربلندی را در پیش رو داشته باشید ....................................................

 مجموعه کامل شعر و داستان هایم را در این وب لاگ بخوانید   :                 

www.sosheyant.blogfa.com

 

در باره شهر من آباده بیشتر بدانید :

www.abadeh2000.blogfa.

 امیل و آی دی های من :

www.parsa21844@yahoo.com

www.sosheyant_1@yahoo.com

 

      شاد و موفق باشی یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 16:28  توسط پارسا   | 

 عید نوروز را به تمامی دوستانم که در این مدت جویای احوال من بوده اند را تبریک می گویم

امید وارم که سال خوب و با نشاطی را در پیش رو داشته باشید

امیر محسن محمد شاهی - از آباده ........... محمود قیومی ـاز بوانات ...........بابک مرادی ـاز شیراز

لیلا از تهران ....... شکلات از سنندج ....... لیندا از تهران ....... علی هاشمی از نی ریز........ رضا از بهباهان........آقا علی گل از تهران ..... رضا جون گل گلاب از تهران ....... امید جان عزیز از بندر عباس

علی آقا از تهران ...... آرش جون از جهرم ....... فرزاد گرامی از فسا....... سروش باهال از ساری..... آقا وحید از سنندج ......  سولماز خانم از آباده......... علی آقای حسینی از آباده...... آقا مهدی گل که قراره با هم کلی کار کنیم از قم........ فاطمه خانم از آباده ...... آقا سیامک از تهران...... امید جان ناز از شاهین شهر....... آقا بهروز گل از همدان ..... آریای عزیز از شیراز....... آرش جان از شمال..... امید اقا از اراک ...... احمد آقا از زاهدان..... آقا رضا از کرمانشاه  ....... حن جان که چند وقته ندیدمش از کرمانشاه ..... آقا میلاد گل از فیروز اباد........ اعظم خانم از خرامه ....... کیارشجان از کرمانشاه ...... ابوالفظل جان از سیرجان ............. علی جون از تبریز........... عامر جان از تبریز ............ امیر جان از تبریز.................. آقا حمید گل که منترظرشم از تهران ........... مانی جون از تهران ....... امیر آقا از تهران ............ آقا مهدی از شیراز .........  سعید جان از بندر عباس ........نادر جون از ژاپن ...........ساشا جان از چین......... آقا هادی از اصفهان ................ و............................

و همه ی کسانی که به هر نوع به من لطف کردند و شاید اسمشان از قلم من افتاده باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 16:18  توسط پارسا   | 

 

 

چند توصیه از اهورا مزدای پاک :

دشمن را دوست بدار

پلید را پاکیزه گردان

نادان را دانا گردان

نه به راست و نه به دروغ سوگند مخور

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:45  توسط پارسا   | 

 توی دریای نگاهت منو قلبت قایقم کرد

من اسیر عشق نبودم چشمای تو عاشقم کرد

                                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:42  توسط پارسا   | 

بچه كه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني كه ميخواستم 10 تا ميخواستم مامانمو 10 تا دوست داشتم ...خلاصه ته دنيا همين 10 تابود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود.و حالا نميدونم ته دنيا چقدره؟ نهايت دوست داشتن چنتاست؟ انگار خيلي هم حريص تر شدم.10 تا بستني هم كفافمو نميده!!! اما ميخوام بگم دوستت دارم.....ميدوني چقدر؟ به اندازه همون ۱۰ تایه بچگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:40  توسط پارسا   | 

            دلم تنگ است.
دلم اينجا غريبانه ميان آب و آتش خاک و خاکستر
به دنبال نهان خويش ميگردم
اگر ميشد سلامت رفت
اگر ميشد که با رودي خيالي تا به ساحلهاي دور بي ملامت رفت
اگراگراگراگر.........
اگر ها پشت ديوار فراموشي دلم را به مسلخ ميبرد و هماورهي اين ترديدبا من ميجوشد
کدامين آسمان رنگي دگر دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اولي داره  به پرنده هاي خوشگل ه مهربون غذا ميده .
دومي داره به درده دله عاشقاي دل شکسته گوش ميده
و سومي که بيشتر از همه دوسش دارم داره اين آفو مي خونه:
zendegi ejbar ast . marg entezar ast.eshgh 1 bar ast.
joodaei doshvar ast. fekre to tekrar ast agar raftam
to yadam kon . agar mordam to khakam kon . agar
mandam dar in donya br mehre khod to shadam kon.

 

کاش ای تنها امید زندگی                                                          
می توانستم فراموشت کنم                                                        
یا که همچون آتشی در سوز دل                                                   
در مهیب سینه خاموشت کنم                                                      
کاش آنروز در گلستان خیال                                                        
ای گل زیبا نمی چیدم تو را                                                          
تا که امروز بسوزم از داغ دوریت                                                    
کاش هرگز نمی دیدم تو را..   

                                     اون دنيا سه تا فرشته است .

قلبم راتقديمت ميكنم تا بداني بي رياترينم

        اشكي براي اندوهت مي ريزم تابداني پر احساس ترينم

         شوق وصال حس غريبي است برايت ترسيم ميكنم

           حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم

          موجي از عشق را برساحل وجودت ميفرستم

           تا بداني عاشق ترينم وشعرم را تقديمت ميكنم

              تا بداني كه من ساده ترينم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:39  توسط پارسا   | 

OVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVE
OUILOVYOUIL
****** VEYOU ****** ILOVEYOUILO
OVEYOUIL
*********** L *********** OUILOVEY
YOUIL
*************** *************** YOUIL
UILO
*********************************** VE
EI
************************************* IL
V
*************************************** O
O
*************************************** L
E
*************************************** U
YO
************************************* IL
YOUI
*********************************** EY
OVEYO
******************************* LOVEY
OVEYOUIL
*************************** ILOVEY
UILOVEYOU
*********************** UILOVEYOU
VEYOUILOVEYOU
***************** YOUILOVEYOU
YOUILOVEYOUILOV
************* LOVEYOUILOVEY
UILOVEYOUILOVEYOU
********* LOVEYOUILOVEYOU
LOVEYOUILOVEYOUILOV
***** ILOVEYOUILOVEYOUI
EYOUILOVEYOUILOVEYOU
*** YOULOVEYOUILOVEYOU

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:38  توسط پارسا   | 

 

آخرين چيزي كه از تو برام مونده جاي پات رو اتاق ديوارمه يادت بخير عجب مارمولكي بودي.

*************************************************************

افسوس

در تنهایی شکفتم

در تاریکی نهفتم

با سایه سخن گفتم

با عشق به خواب رفتم

از تو خبری افسوس

از تو گذری افسوس

با غربت دل ساختم

تنها و رها ماندم

حال خاکستری سردم

پاییزی و بی برگم

از تو خبری افسوس

از تو گذری افسوس

alisoote

 باتشكر از علي آقا كه اين شعر را برام فرستاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:37  توسط پارسا   | 

اسمت رو نمي ذارم بارون چون مي ترسم بند بيايي . اسمت رو نمي ذارم گل چون مي ترسم پر پر بشي اسمت رو مي ذارم نفس كه اگه رفتي من رو هم با خودت ببري!

                                  « با تشكر از فاطمه كه اين رو برام فرستاده »

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:35  توسط پارسا   | 

 

                              

بیش از عشق بر تو عاشقم          I Love You More Than Love

نا ممکن است که احساس خود را نسبت به      it is impossible to capture in

با واژه ها بیان کنم.                     words the feelings I have for you

اینها سرشارترین احساساتی هستند             they are the strongest

که تا کنون داشته ام        feelings that I have ever had

با این همه                   about anything

هنگامی که می خواهم اینها را yet when l try to tell you them

به تو بگویم و یا بنویسم،  

        «با سپاس از علي جان كه برام اين شعر را فرستاده »     

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:34  توسط پارسا   | 

                  اين جمله هاي كوتاه براي آف گذاشتن خوبه:

 

دختره به دوست پسرش مي گه ، امروز عصر بيا خونمون ، هيشكي خونه نيس . پسره عصر پا ميشه مي ره دم خونه دختره !!!دو ساعت وا ميسته ، هر چي در مي زنه كسي درو وا نمي كنه

 

اگه خواستي قاتل شي همه رو بکش،چون اگه يه نفرم زنده بذاري مياد و انتقام بقيه رو ازت مي گيره.... اکه خواستي عاشق شي وايسا تا خود طرف اينو بفهمه ،چون اگه تو بهش بگي بهت ميگه:لوس ،احمق،نفهم!اگه خواستي پولدار شي حتما از راه خلاف وارد شو.اگه خواستي (جي اف/بي اف) پيدا کني خوش تيپ باش،يکم خرج کن،يکم خر شو....اگه خواستي علاف شي،يه بار ديگه اين اف رو بخون

خداوند بهشت را آفريد ، نگاهي کرد و گفت : تبارک الله ، چه زيبا آفريدم... مرد را آفريد ، نظري انداخت و گفت : احسنت ، چه زيبا و با وقار آفريدم..... زن را آفريد، نگاهش کرد و گفت :اشکال نداره ، آرايش مي کنه خوشگل مي شه فقط براي خنده

 

خدا زمين را آفريد استراحت كرد، زمان را آفريد، استراحت كرد، مرد را آفريد، استراحت كرد، زن را آفريد، نه خود استراحت كرد، نه زمين و نه زمان و نه مرد...!!

 

باردیگر صفحه ی پلاسیده ی زمان، با عبور از ثانیه ها و دقایق و ساعتها ورق خورد و در اولین سرآغاز شب، با انفجار خورشید، تاریکی سکوت بار دیگر شکسته شد .آری باز عید آمد و باز نوروز...درخت را بیدار کن و سبزه را مژده روییدن ده که بهار آمده است...سال نو مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:32  توسط پارسا   | 

                                      

 

سلام بچه ها  اینم یه سری جوک

 

 رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" ترکه همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن

 

-يه زنبورو قورباقه با هم ازدواج ميكنن بچهشون مگس ميشه ميدوني چرا؟ اخه بچه دار نميشدن اونو از پرورشگاه ميارن

 

به یکی میگن با " مردان آنجلس " جمله بساز . میگه دستشوئی مردانه آن جلوست

 

يك روز يك اصفهاني براي مادرش ختم مي گيره خيلي شلوغ مي شه براي مراسم هفتش بليط مي فروشه

 

تركه حموم نمي رفته قرص چرك خشك كن مي خورده

 

دوتا سگ می خواستن ازدواج کنن وقت گفتن بله عروس گفت:با اجازه مادر سگم پدر سگم خواهرو برادر توله سگم و خود تخم سگم بله

 

عکس یه کرگدن رو به ترکه نشون میدن میگن شما به این چی می گین؟ ترکه به هیبت کرگدنه تگاه میکنه می گه والا ما غلط می کنیم به این چیزی بگیم

به ترکه میگن اگه دنیا رو بهت بدن چه کار می کنی؟ میگه تقدیم می کنم به رهبر

 

میدونی تو تبریز برای دوشیدن گاو چند نفر لازمه؟ 20 نفر یه نفر پستون رو نگه میداره 19 نفر دیگه گاو رو پایین بالا میکنن

 

یه روز یه ترکه میره دندون پزشکی میخوابه رو تخت میگه آقا بی زحمت این دهن مارو سرویس کن

 

تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد

 

ترکه را مي خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمر ته حرفی درخواستی چیزی نداری ؟
ترکه میگه: نه !
میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد
و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم.
می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟
ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی گاسم خونتون از این بالا پیداست!

بگوري پيش شير فرهاد نشسته بود يه دفعه گوز مي ده !شير فرهاد مي گه: ايِِِِِِِِِـــي كه حالاگفتي يعني چه؟
بگوري وگو :فشار فشار ويومد صداش چه خوب و يومد

خوب بيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:23  توسط پارسا   | 

 

                                                                    

جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی ……….امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن به جای سیل اشک که فردا بر مزارم می ریزی ……….امروز با تبسمی شادم کن به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن من امروز به تو نیاز دارم نه فردا

 

                        

براي تو نوشتم كه بيايي و بخواني اما نه تو و نه هيچكس نخواهد دانست كه من براي تو نوشتم و همچنان شعرم ناخوانده باقي خواهد ماند اما من باز هم براي تو خواهم نوشت

 

 

 

تو چه ساده ای و من ، چه سخت تو پرنده ای و من ، درخت. آسمان همیشه مال توست ابر، زیر بال توست من ، ولی همیشه گیر کرده ام. تو به موقع می رسی و من، سال هاست دیر کرده ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:51  توسط پارسا   | 

    قلبم راتقديمت ميكنم تا بداني بي رياترينم

        اشكي براي اندوهت مي ريزم تابداني پر احساس ترينم

         شوق وصال حس غريبي است برايت ترسيم ميكنم

           حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم

          موجي از عشق را برساحل وجودت ميفرستم

           تا بداني عاشق ترينم وشعرم را تقديمت ميكنم

              تا بداني كه من ساده ترينم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 11:55  توسط پارسا   | 

  با عشق تقدیم به همی دوستام

 

@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@......................... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@.......................... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@.......................... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@.......................... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 11:53  توسط پارسا   | 

            هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

                                سلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 10:37  توسط پارسا   | 

سلام یه سلامی به تازگی عید نوروز   امید وارم که سال خوبی را در پیش رو داشته باشید

          تبریکات خود را برایم بنویسید ممنونم

 

       در سال جدید امید ورام همیشه لبخند رو لبهاتون باشه

                                                     

                           سال نوی عیدی ما یادتون نره 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 10:33  توسط پارسا   | 

                                                                    

                            

سلام – اميد ورام كه سرحال و اميدوار باشيد و زندگي به كامتان شيرين باشد – ممنونم كه به وب لاگ من سري مي زنيد – اگر  شعر و داستان ها و نثر هاي ادبي خودم را مي خواهيد در وب لاگي كامل هست:

                           www.sosheyant.blogfa.com                         

             اگر دوست دارید با زادگاه من شهرستان آباده بیشتر آشنا شوید کلیک کنید                        

                          www.abadeh2000.blogfa.com

 

از همه ي كساني كه به هر نوع به من لطف دارند تشكر مي كنم – نظر هاي شما را مي پذيرم- يادتون نره نظر بديد؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:31  توسط پارسا   | 

 

اگر تنها ترين تنهايان باشم

باز هم خدا هست

او جانشين تمام نداشته هاي من است 

           «  دكتر شريعتي »

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:29  توسط پارسا   | 

                                                                تقدیم با عشق به کسی که خیلی خیلی دوستش دارم بابک م عزیز: 

             سخته يكي بهت بگه ستاره شو بچينمت

                                                                يه كم مه بگذره بگه ديگه نيا ببيمنت

                                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:27  توسط پارسا   | 

       سلام به دوست خوبم آقا رضا

امید وارم همیشه موفق باشی و در کنار من

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:23  توسط پارسا   | 

 

                                                                                                                                                                     

  تقديم به ليلا

 

مي خوام قلكم رو بشكنم با نصف پولاش نازت رو بخرم با بقيه اش هم مداد رنگي بخرم نازت رو بكشم

                                            

             

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:22  توسط پارسا   | 

                                

         مثل اون وقتا هنوز دلم برات لك مي زنه

         حسرت داشتن تو پير شده عينك مي زنه

         

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:19  توسط پارسا   | 

   

                                                

    يه كاري كرد با دل من اون چشاي پر جذبه

      كه ساعت خونمون بعد يه عمري عقبه

                                 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:15  توسط پارسا   | 

               

  قصه ي خونه

مي خوام بگم يه خونه

بايه باباي خسته

باچشم شرمنده و

 دستاي پينه بسته

 

مي خوام بگم بچه ها

رنگ خوشي نديدن

به غير اخم بابا

چيزي ديگه نديدن

 

هيچ كي رمق نداره

مامان ديگه پير شده

پشت دار قاليمون

پيرو زمين گير شده

 

مامان همش مريضه

بابا ديگه جون نيست

اون كه همش مي خنديد

باباي مهربون نيست

 

همش حرف نداري

هر شب مي گه ندارم

مامان مي گه خدايا

كجاي دلم بذارم ؟

 

سينه هامون پر از درد

شكم هامون خاليه

خط دهي غم ورنج

تو خونمون عاليه

 

چند دفعه رفته دكتر

اما جوابش كردن

حال مامان وخيمه

دلم و كباب كردن

 

گوشه گيري مي كنه

بابا همش تو خونه

برادر كوچكم

هي مي گيره بهونه

 

مامان داره مي ميره

خرج دوا نداريم

پيش خدا بچه ها

دست دعا نداريم

 

بابا هميشه مي گه

خدا كه با ما قهره

مامان مي گه كفر نگو

اين حرفه يا كه زهره

 

بابا مي گه اگه نيست

چرا نگاه نمي كنه

هر چي صداش مي كنيم

يه گره وا نمي كنه

 

مامان مي گه قسمته

تودرد و غم بميرم

آخرش هم عروسي

دخترم رو نبينم

 

كاري ازم ساخته نيست

الهي كه من بميرم

دردو بلات تو سرم

دردو بلات نبينم

 

اشك تو چشام جمع شده

اينا همش بهونس

به قول مادر بزرگ

يه دست نهس تو خونس

 

فردا كلاس انشاست

انشاي من همينه

همش دردو نداري

مردن روي زمينه

      پارسا

           

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:13  توسط پارسا   | 

                                                          

   

خواب

خواب ديدم دارم دشت رو بيابون مي كنم

خونه ها رو خراب به جاش خيابون مي كنم

 

هي ميسازم مي رم بالا

تا كه برسم به خدا

 

انقدر برم تا ديگه ديده نشم

بادستاي آدما من ديگه چيده نشم

 

برم بالا داد بزنم عقده هامو خالي كنم

هيچ كس نفس نميكشه برم بالا كاري كنم

 

مي خوام برم اون بالا همه رو حيرون كنم

هر چي كه هست تو مغزم همه رو بيرون كنم

 

از اون بالا خوب مي بينم مردمارو

ذات خراب فكر كج آدمارو

 

اوني كه همش مي دزده . اوني كه همش مي خوره

اوني كه دنبال مال مفته. يا اون كه گوش مي بره

 

اون كه از بس لاف زده ديگه نا نداره

از دنبال پول دويده ديگه پا نداره

 

اون بالا خوب مي شه ديد

خوب مي شه گفت و شنيد

 

اون پائين همه مردن

خدا رو از ياد بردن 

       پارسا                                                                                          

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

                                             

    بابا بزرگ                                                    

امروز چندمين روزي است كه بابابزرگ

      زندگي را تار مي بيند

امروز چندمين روزي است كه بابابزرگ

      مادر بزرگ را پير و شكسته تر مي بيند

امروز چندمين روزي است كه

وقتي از پشت پنجره حياط را نگاه مي كند

                         شيشه هاي شكسته و گلهاي شكسته

                            دلش را مي شكند

امروز چندمين روزي است كه

      بعد از ظهر مادر بزرگ توي استكان كمر باريك ترك خورده

                                              به او چاي مي دهد

...

.

.

  امروز چندمين روزي است كه

  شيشه ي عينك بابابزرگ ترك خورده و شكسته!

               

                          پارسا

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:10  توسط پارسا   | 

      

 

 

 

                  تقدیم به شما  :                                                                         

                  

                                                                       

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:6  توسط پارسا   | 

              قبتون مال کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                                     

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 15:4  توسط پارسا   |